السيد الخميني
201
ديوان امام ( فارسى )
گمان افسوس كه ايّام جوانى بگذشت * حالى نشد و جهان فانى بگذشت مطلوب همه جهان نهان است هنوز * ديدى همه عُمر ، در گمانى بگذشت هستى دوست جُز هستى دوست در جهان نتوان يافت * در نيست نشانهاى ز جان نتوان يافت « در خانه اگر كس است يك حرف بس است » * در كونْ و مكان به غير آن نتوان يافت